از چـــه مــی تــرســی؟
چـرا مـی ترســی كـه بگویی كـه دوستم داری؟
بگـو واز هیچ چیــز نترس...
فــردا مـــی توانـــی انكـــار كنــی!!!
تنهاترین ♥آدم دنیا♥ کسی♥ است♥ که ♥دلش ♥زندانی♥ دیگری ♥باشد♥
از چـــه مــی تــرســی؟
چـرا مـی ترســی كـه بگویی كـه دوستم داری؟
بگـو واز هیچ چیــز نترس...
فــردا مـــی توانـــی انكـــار كنــی!!!
عشق چیست؟
حدیثی است که با نگاه آغاز می شود با لبخندی شیرین می شود با بوسه ای به اوج می رسد وبا اشکی پرازاندوه به پایان می رسد
به خاطر داشته باش ای دوست ؛ برای دوست ماندن تا همیشه، باید که تا همیشه دوست داشتنی باشی.
من تو را دوست می دارم...
تو دیگری را...
دیگری مرا...
و همه ما تنهاییم!
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم هستم
و یک حس غریب و تنهایی
که به صد عشق و هوس می ارزد
گفتم دوستت دارم!
چه صادقانه..
پذیرفتی!
چه فریبنده..
آغوشم برایت باز شد!
چه ابلهانه..
با تو خوش بودم!
چه كودكانه..
همه چیزم شدی!
چه زود..
مرا ترك كردی!
چه ناجوانمردانه..
نیازمندت شدم!
چه حقیرانه..
واژه غریب خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه..
نابودم کردی!!
مهم نیست سند مالکیتت که چند تکه کاغذ با جلدی قرمز بیش نیست به نام من بخورد یا دیگری:
خورشید عشقت همیشه در آسمان ابری دلم زیباترین رنگین کمان را میسازد.
و من حتی اجازه ی دیدن این تیراژه را به چشمهای نجیب و غمزده ام نمیدهم!
چرا که یقین دارم "شوری" اشکهایم "چشم میزند" بزرگی عشقم را...
اینجا در قــلب من حـد و مـرزی برای حــضور تـو نیـــست
به مـــن نـگو که چـگونه بی تو زیستن را تمـرین کـنم
مگر ماهــی بیرون از آب می توانــد نفــس بکـــشد
مگر می شود هـوا را از زندگــیم برداری و مـن زنده بمــانم
بگـو معنـی تمرین چیـست ؟
بریـدن از چه چــیز را تمــرین کنــم ؟
بریـدن از خودم را ؟
مگــر همیـشه نگفـتم که تو هم پــاره ای از تــن منـی ...
از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم
همــه مـی دانند که دوری تو روحـم را مـی آزارد
تو خود پروانه هارا به من سـپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشـند
نگاهــت را از چشــمم برنــدار مــرا از مــن نگــیر ...

به هرکس با وفایی کردم جز بی وفایی چیزی ندیدم
چه عادت غریبی دارد روزگار!!!
گفتند برای رسیدن باید از غرورت بگذری...
گذشتم اما جز قلب شکسته ام چیزی نیافتم...
گفتند به یادش باشی به یادت خواهد بود
تمام تیک تاک ساعت را وقف یادش کردم
و فهمیدم درگورستان خاطرش دفن شد ام ...
گفتند که گل خار دارد...
چیدمش اما خار هایش را به قلبم فرو کرد...
اما ایمان به روزی دارم که
حسرت روزی را داشته باشدکه دیگرمن نیستم....

خدایا ؛ کسی را که قسمت دیگریست،سر راهمان قرار نده ، تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری ...
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم

ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم
بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم
با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد
شاکی از آنکه مرا دوست نداری نشدم
ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد
منکه ویرانتر از آن ابر بهاری نشدم
ای خدا غصه نخور باز همین می مانم
من زمین خورده این ضربه کاری نشدم
هرکسی خواست تو رااز من جدا سازد دید
هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم

آنكه دستش رااينقدر محكم گرفته اي...
ديروز عاشق من بود...
دستانت را خسته نكن...
محكم يا آرام...
فردا تو هم تنهايی.

کـاش مـی فـهـمیـدی
قـهـر میـکنم
تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری
و بـلـنـدتـر بـگـویی:
بـمان...
نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛
و آرام بـگویـى
هـر طور راحـتـى...

نفرینی در کار نیست
همین که جای تو در دعایم خالیست
برایت کافیست.
هر دفعه محض خنده میام به وبت سر میزنم.... ولی وجدانی آهنگهایی که میذاری خیلی باحاله.... تو این بازی هر دو مقصر بودیم... من دیگه به قدیما فکر نمی کنم تو هم بهتره دیگه فکر نکنی. ههه تمومه کارت اینه که بیای اینجا و حرفای بیخود بزنی؟؟؟؟؟؟
سلام دوستان عزیز این نظر خصوصی یکی هست که فقط ادعاش بود عاشقه در حالی که هیچی ازش نمیدونست...
جز ادعا کردن هیچی بلد نبود
اقای محترم هر کس به اندازه شعورش از این وب برداشت میکنه...
تو این بازی؟؟؟؟پس از اول هم بازی بود؟؟؟ای کاش زود تر میگفتی بهت تبریک میگم تو این بازی برنده شدی
منم دیگه نمیخوام به گذشته فکر کنم چون وقتی یادم میاد ۲ سال از عمرمو گذاشتم پای کسی که همه چیزو یه بازی میدونه حالم از خودم بهم میخوره...
کارم اینه که بیامو اینجا حرفای بی خودی بزنم؟؟؟؟
تو چی ؟فقط دنبال راهی هستی که من شب با چشمای اشکی بخوابم من فراموشت کردم واسه همیشه تو زندگیم اینقدر چیزای قشنگ وجود دارن که بی تو بودن رو بهشون ترجیح دادم حداقل اونا مثل تو همه چیزو یه بازی نمیدونن...

نه كسي منتظر است
نه كسي چشم به راه
نه خيال گذر از كوچه ي ما دارد ماه
بين عاشق شدن ومرگ مگر فرقي هست؟
وقتي از عشق نصيبي نبري غير از آه
به چه دل خوش كند آن خسته پلنگي كه فقط
حاصلش زخم شد از پنجه كشيدن در ماه

هیچوقت با خودت فکر کرده ای که انتهای این عشقها چیست..؟؟
خرد شدن معشوقه های بی پروا و کم سو شدن امیدهای پوشالی وچیزی که آغاز شد باید پایانش هم باور داشت...
خدایا...
من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم
که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تویی دارم،و تو چون خود نداری...
هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم،
گم شدم...
ترس من از گم شدن نیست، از گرفتن دستی است که
بی بهانه رهایم کند...

